تبليغاتX
انتظارِ مُنتَظَر
بِسم ِاللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیم * الَهُمَّ کُن لِوَلیِّکَ الَحُجَّه ِابنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلَی آبَائِه فی هَذِه السّاعَه وَ فی کُلِّ سَاعَه وَلیّاً وَ حافِظاً وَ قاعِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتی تُسکِنَه اَرضَکَ طَوعاً وً تُمَتِعَهُ فیَها طَویلا خانه | آرشیو | پست الکترونیک
پژوهشي در باب دگرگوني‌هاي اجتماعي و مسأله انتظار

 

 از این به بعد با موضوع گسترده  سرنوشت‌سازترين دگرگوني جهان و پژوهشهایی که در این زمینه صورت گرفته به بحث و گفتگو خواهیم نشست . از همه دوستان و وبلاگ نویسان با موضوع مهدویت استدعا دارم نظرات گرانقدرشون رو در این باره اعلام فرمایند

 

 

دگرگوني اجتماعي از مسائلي است كه همواره ذهن دانشمندان را به خود جلب كرده است و هر كدام به فراخور وسع علمي خويش در اين باره اظهار نظر كرده و علل و عوامل آن را با توجه به ديدگاه خود شرح و بسط داده‌اند.

در اين پژوهش با استفاده از سخنان بزرگاني همانند استاد مطهري، (به عنوان عالمي روشن انديش كه نسبت به جايگاه مسأله واقف بوده است) به بحث وبررسي درباره اين موضوع خواهيم پرداخت و نيز نظريه‌هايي را كه در اين باره مطرح شده است نقد و ارزيابي مي‌كنيم. در پايان نظر خود را طرح كرده و به تفصيل درباره آن سخن خواهيم گفت.

اين كه چه علل و عواملي باعث دگرگوني‌هاي اجتماعي است، سؤال اصلي و محوري اين نوشتار را تشكيل مي‌دهد و با توجه به بضاعت علمي و منابع موجود به آن پاسخ داده خواهد شد.

فرضيه‌اي كه در صدد بررسي آن هستيم اين است كه محتواي باطني انسان (انديشه، عقيده و ايدئولوژي) بويژه فطرت كمال جويي و تجدد خواهي انسان علت اكثر دگرگوني‌هاي اجتماعي است. اين فرضيه با توجه به اين اصل بررسي مي‌شود كه فرد و جامعه هر دو اصيل‌اند. و به تعبيري ديگر اين انسان است كه اصالت دارد، به عنوان يك موجود با شعور، آگاه، دين‌خواه و عقل‌گرا با فطرتي كه طالب كمال و تعالي است.

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 5 بعد از ظهر |
زمين خالى از حجّت نمى‏ماند

 

در جهان بينى مكتب اهل‏بيت ‏عليهم السّلام انسان بدون امام معصوم و زمين خالى از حجّت بحق الهى، نخواهد ماند؛ چرا كه بدون امام معصوم هدايت و كمال صحيح و شايسته انسانى ميسّر نخواهد شد. بعلاوه حفظ نظام هستى به بركت وجود حجت‏هاى خداوند است. بر اين حقيقت درى ، جاى روايات رسول اكرم‏صلى الله عليه و آله  و ائمه اطهارعليهم السّلام  به شيوه‏هاى مختلف تصريح شده است. منتهى گاهى زمينه و شرايط براى حضور علنى و آشكار امام‏عليه السلام  فراهم است در نتيجه او به گونه‏اى كه همه مردم او را مى‏شناسند و به او دسترسى دارند ميان آن‏ها زندگى مى‏كند، اما در شرايط خاصى به جهت وجود خطرات جانى يا مصالح ديگرى كه خداوند به آنها عالم‏تر است مشيّت الهى اقتضاء مى‏نمايد كه امام‏عليه السلام پنهان از چشم مردم زندگى كند. در اين باره روايات زيادى نقل شده است. جهت آشنايى بيشتر با اين موضوع ذكر دو حديث از روايات حضرت على‏عليه السلام  اكتفا مى‏شود.

 

  - عن على‏عليه السلام  قال: اللّهم انه لابدَّ لارضك من حجّة لك على خلقك، يهديهم الى دينك و يعلّمهم علمك لئلا تبطل حجّتك و لا يضلّ أتباع اوليائك بعد اذ هديتهم به اما ظاهر ليس بالمطاع او مكتتم مترقّب، ان غاب عن النّاس شخصُهُ فى حال هدايتهم فانّ علمه و آداب فى قلوب المؤمنين مثبتة، فهم بها عاملون.

 

 بار خدايا! همواره بايد در روى زمين تو حجتى براى بندگانت داشته باشى تا خلق را به دينت راهنمايى كند، و علم تو را به آنها بياموزد تا حجّت تو تباه نشود و پيروان اولياء تو بعد از آنكه آن‏ها را هدايت كرده‏اى دوباره گمراه نگردند. [حجت تو] يا ظاهر و آشكار خواهدود كه اطاعت او را نمى‏كنند و يا از ديده‏ها نهان خواهد بود كه مردم در انتظار او به سر مى‏برند. اگر شخص و جسم او در حال هدايت مردم از آنان غائب باشد علم و آدابش در قلب‏هاى عاشقان حق پايدار است و آن‏ها به آن علم و آداب پايبند هستند و به آن عمل مى‏كنند.

 

  - اللّهم بلى لا تخلو الارض من قائم لِلّه بحجّةٍ: امّا ظاهراً مشهوراً و امّا خائفاً مَغموراً لئلا تبطُلَ حجج اللّه و بيّناته و كم ذا و أين؟ اولئك واللّهِ الاقلّون عدداً و الاعظمون عنداللّه قدراً يحفظُ اللّه بهم حُججه و بيّناته... اولئك خلفاء اللّه فى ارضهِ و الدعاةِ الى دينهِ.

 

... بارخدايا آرى! زمين از امامى كه قيام بر حق كند خالى نخواهد ماند. او يا آشكار و شناخته شده است يا ترسان و پنهان است تا حجت‏ها و دليل‏هاى روشن خدا (يعنى اصول و احكام دين و تعاليم انبياء) از بين نرود. اما اينكه ايشان چند نفرند و كجايند؟ به خدا سوگند از ایشان تعداد آن‏ها بسيار كم هستند ولى از جهت منزلت و بلندمرتبه‏گى در نزد خداوند بسيار بزرگوارند. خداوند به وسيله ايشان حجّت‏ها و دليل‏هاى روشن خود را حفظ مى‏كند... آنان خلفا و نمايندگان خدا در روى زمين هستند و مردم را به سوى دين و احكام و مقررات او دعوت مى کنند...

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 2 بعد از ظهر |
برخى ويژگى هاى ظاهرى مهدی علیه السلام

 

 

 شبيه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم):

حضرت مهدى (عليه السلام) سيمايى چون سيماى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) دارد، در رفتار و گفتار و سيرت نيز شبيه و همانند اوست.

 اميرالمؤمنين (عليه السلام) روزى به امام حسين (عليه السلام) نظر افكنده به اصحاب خود فرمودند: «در آينده خداوند از نسل او مردى را پديد مى آورد كه همنام پيامبر شماست و در ويژگيهاى ظاهرى و سجاياى اخلاقى به او شباهت دارد.»

 

  زيبا و خوش صورت:

زيبايى اگر به اعتدال و تناسب اعضاى چهره، يا به گيرايى نگاه و نورانيّت صورت و جذّابيّت آن باشد، همگى در وجود نازنين يادگار پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به وديعت نهاده شده است.

 

 گشاده پيشانى:

پيشانى بلند و گشاده اش بر هيبت و وقار چهره زيبايش مى افزايد و چنان نورى بر چهره و جبين او پيداست كه سياهى موهاى سر و محاسن شريفش را تحت الشعاع قرار مى دهد.

 

   ميانه قامت:

 قامتى نه دراز و بى اندازه و نه كوتاه بر زمين چسبيده دارد، بلكه اندامش معتدل و ميانه است.

 

  داراى دو خال مخصوص:

خالى بر چهره دارد كه برگونه راستش همچون دانه مُشكى ميان سفيدى صورتش مى درخشد و خالى ديگر بين دو كتفش متمايل به جانب چپ بدن دارد.

در باره شمايل ظاهرى امام زمان(عليه السلام) پاره اى صفات ديگر از مجموعه روايات وارده در اين باب مى توان بدست آورد:

*     آن حضرت رنگى سپيد، كه آميختگى مختصرى با رنگ سرخ دارد.

*    از بيدارى شب ها، چهره اش به زردى مى گرايد.

*     چشمانش سياه و ابروانش بهم پيوسته است و در وسط بينى او بر آمدگى كمى پيداست.

*     ميان دندانهايش گشاده و گوشت صورتش كم است.

*     ميان دو كتفش عريض است و شكم و ساق او به اميرالمؤمنين(عليه السلام)شباهت دارد.

*     در وصف او وارد شده:

«المهدىّ طاووس اهل الجنّة. وجهه كالقمر الدّرى عليه جلابيب النور».

«حضرت مهدى(عليه السلام) طاووس اهل بهشت است، چهره اش مانندماه درخشنده است و گويا جامه هايى از نور بر تن دارد»

«اللّهم ارنى الطّلعة الرّشيدة والغرّة الحميدة واكحل ناظرى بنظرة منّى اليه».

«بار خدايا ! آن جمال با رشادت و پيشانى نورانى ستايش شده را، به من بنمايان و چشمم را به نگاهى به او، سرمه كن».

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 و ساعت 10 بعد از ظهر |
سفیر رحمت

 

 

بَلَغَ العُلی بِکَمالِهِ

کَشَفَ الدُّجی بِجَمالِهِ

حَسُنَت جَمیعُ خِصالِهِ

صَلُّوا عَلَیهِ وَ آلِهِ

 

 

 

بعثت سفیر رحمت، اشرف مخلوقات عالم، سرآمد پيامبران الهي، آيينه تمام نماي اسماي حسناي خداوند، حضرت محمد بن عبدالله (صلي الله عليه و آله و سلم) را به پيشگاه با عظمت حضرت مهدي (عليه السلام) و به همه دوست داران حضرتش تبريک و تهنيت  و شادباش عرض می کنم .

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت 10 قبل از ظهر |
حضرت مهدى (عليه السلام) در احاديث قدسى

 

1 ـ خداوند فرمود: «اى پيامبر! بوسيله تو و پيشوايان از نسل تو بر بندگان خويش رحمت مى آورم و به وسيله قائم از بين شما، زمين خود را با تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير و بزرگداشت مقام الوهيّت، آباد مى سازم و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مى كنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مى دهم و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مى كشانم و به دست او و با علم خود سرزمين ها و دل بندگانم را حياتى تازه مى بخشم و گنج ها و ذخيره هاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مى سازم.

و با اراده خود او را بر نهانى ها و مكنونات قلبى ديگران آگاه مى گردانم و با فرشتگان خود او را يارى مى رسانم تا در اجراى فرمان من و تبليغ دين من مددكار او باشند. او به حقيقت ولىّ من است و به راستى هدايتگر بندگان من مى باشد.»

2 ـ امام باقر(عليه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (عليه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)» حديثى قدسى روايت فرمودند: «زمانى كه جدم حسين كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسيد، فرشتگان با گريه و زارى به درگاه خداوند عزوجلّ ناليدند و گفتند: پروردگارا! آيا از آنان كه برگزيده و فرزند برگزيده تو را و امام انتخاب شده از بين خلق را كشتند، در مى گذرى؟!

خداوند به آنان وحى فرمود كه: «فرشتگان من آرام گيريد. سوگند به عزّت و جلالم كه از آنان انتقام مى گيرم ، اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسين (عليه السلام) را كه پس از او به امامت مى رسند به ملائكه نشان داد و آنان شاد شدند. در بين اين پيشوايان، يك نفرشان به نماز ايستاده بود «فإذا احدهم قائم يصلّى فقال اللّه عزّوجلّ: بذلك القائم أنتقم منهم.» خداوند عزّوجلّ فرمود: به وسيله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسين(عليه السلام)انتقام مى گيرم.»

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در جمعه نوزدهم مرداد 1386 و ساعت 2 بعد از ظهر |
مهدی (عج) در کلام امام موسى كاظم

 

«طوبى لشيعتنا المتمسكين بحبّنا فى غيبة قائمنا، الثابتين على موالاتنا والبراءة من اعدائنا، اولئك منّا و نحن منهم، وقد رضوا بنا ائمة ورضينا بهم شيعة، طوبى لهم ثم طوبى لهم، هم والله معنا فى درجتنا يوم القيامة».

خوشا به حال شيعيان ما كه در غيبت قائم ما بر محبت و ولايت ما و بيزارى از دشمنان ما پايدار ماندند، آنها از ما و ما از آنهائيم و همانا آنان امامت ما را پذيرفتند، ما هم آنها را به عنوان شيعيان خود پذيرفتيم. خوشا به حال آنها و باز هم  خوشا به حال آنها، آنها به خدا قسم در درجه ما و در كنار ما در روز قيامت اند.

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 4 بعد از ظهر |
وقتی تو نیستی

 

 

وقتی تو نیستی

نه هست های ما

چونان که بایدند

نه بایدها...

 

مثل همیشه آخر حرفم

و حرف آخرم را

با بغض می خورم

عمری است

لبخندهای لاغر خود را

در دل ذخیره می کنم :

باشد برای روز مبادا!

اما

در صفحه های تقویم

روزی به نام روز مبادا نیست

آن روز هرچه باشد

روزی شبیه دیروز

روزی شبیه فردا

روزی درست مثل همین روزهای ماست

اما کسی چه می داند؟

شاید

امروز نیز روز مبادا باشد!

وقتی تو نیستی

نه هست های ما

چونانکه بایدند

نه بایدها...

هر روز بی تو

روز مباداست!

 

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 8 قبل از ظهر |
مهدى (عج) در قرآن

 

در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، در باره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است. در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهره گيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام) ، نقل شده است.

 

در اينجا به ذكر چند روايت در اين مورد، بسنده مى كنيم:

 

 1 ـ امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون» فرمود:

«به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عليه السلام)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمى ماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مى شمارد.»

 

2 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره آيه شريفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً» فرمود: «زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.»

 

 3 ـ امام صادق (عليه السلام) در بيان معناى آيه كريمه «و لقد كتبنا فى الزبور من بعدالذكر أن الأرض يرثها عبادى الصّالحون»

فرمود: «تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شايسته خدا كه وارثان زمين هستند، حضرت قائم(عليه السلام) و ياران او مى باشند.»

 

 4 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذين إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...» فرمود:

«اين آيه درحق آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(عليه السلام)و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار مى دهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطلها را مى ميراند.»

 

5 ـ امام سجاد(عليه السلام) زمانى كه اين آيه شريفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم و ليبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى و لايشركون بى شيئاً» فرمود: «به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در باره اش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»

 

6 ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض» در باره قائم از آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درمانده اى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.

 

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 8 قبل از ظهر |
مهدى (عليه السلام) و قرآن

 آنچه در پى مى آيد تنها مرورى بر پاره اى عناوين و ذكر نمونه هايى از آيات شريفه قرآن كريم و روايات معصومين (عليهم السلام) در هر باب است. بسان بر گرفتن قطره هايى از دريايى بى كرانه.

 

 الف) همپاى قرآن:

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

 «علىّ مع القرآن و القرآن مع علىّ لايفترقان حتى يردا على الحوض» با توجه به اينكه در اين عصر، وصايت و وراثت حضرت على(عليه السلام) در همه مقامات ولايتى و شئونات هدايتى اش تنها از آن حضرت مهدى (عليه السلام)مى باشد، بر چنين همراهى و همپايى و معيّتى، بين او و قرآن نيز دلالت دارد.

 

ب) شريك قرآن:

همه ائمه بزرگوار، «شركاء قرآن كريم» شمرده شده اند چنانكه بطور ويژه در يكى از زيارتهاى مخصوصه حضرت مهدى (عليه السلام) با تعبير «السلام عليك يا شريك القرآن» از ايشان ياد شده است.

 

ج) تلاوت كننده و ترجمان قرآن:

از آن رو كه تلاوت آيات كتاب خدا بهترين وسيله انس باخداست و براى مقرّبان درگاه حق هيچ لذّتى بالاتر از خواندن قرآن و تدبّر در آن نيست، حضرت مهدى (عليه السلام) كه در اين دوران والاترين درجات انس و بالاترين مقامات قرب الى اللّه را داراست، شايسته ترين كسى است كه به عنوانِ «يا تالِىَ كتابِ اللّه و ترجمانَه» مى تواند مورد خطاب قرار گيرد.

 

  د) قرائت كننده و مفسر قرآن:

براى قرائت و تفسير قرآن كريم چه كسى شايسته تر از حضرت مهدى(عليه السلام)است كه در اين زمان «چراغ هدايت» و «حامل علوم قرآن» و «نگاهبان گنجينه دانش الهى» و «حافظ سرّ خدا» تنها اوست و «امانات نبوّت» و «وديعت هاى رسالت» در اين عصر تنها به او سپرده شده است. اوست كه قرآن را چونان كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و على (عليه السلام)قرائت مى كردند، قرائت مى كند و آنچنان كه خداى محمد و على (عليهما السلام)مى پسندد و مقرر فرموده است، تفسير مى نمايد. «السلام عليك حين تقرء و تبيّن».

 

و ) تعليم دهنده احكام قرآن:

... صاحب الزّمان و مُظهر الايمان و مُلقِّن احكام القرآن...

«سلام خدا بر صاحب الزمان و آشكار كننده ايمان و تلقين و تعليم دهنده احكام قرآن.»

 

ه ) احياگر قرآن:

در آخر الزمان كه سنّت هاى قرآنى به فراموشى سپرده شده و بسيارى از معارف اين كتاب الهى از سوى كژ انديشان به تحريف و تبديل كشيده شده و حيات و حيات آفرينى آياتش، در حصار جهل و هوس دنيا پرستان ناديده گرفته شده است، مهدى (عليه السلام)مى آيد تا احياگر اين معجزه جاويد باشد و اسلام و مسلمين را در پرتو انوار فروزان آن جانى تازه بخشد.

«اللهمّ جدّد به ما امتحى من دينك و أحىِ به ما بُدّلَ من كتابك و أظهر به غُيّر من حكمك».

«خدايا از دينت آنچه به نابودى گراييده بوسيله او تجديد فرما. و از كتابت آنچه دگرگونى و تبديل پذيرفته بوسيله او احيا كن. و از احكامت آنچه را كه تغيير يافته بوسيله او آشكار گردان.»

 

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 8 بعد از ظهر |
راه شناخت مهدى سلام الله علیه

 براى شناخت حضرت مهدى (عليه السلام) و ويژگى هاى شخصى و كيفيت غيبت و ظهور او هيچ وسيله اى بهتر از آيات شريفه قرآن كريم و روايات معصومين (عليهم السلام)نيست. با اينكه در اين زمينه و با اتكاى به همين آيات و روايات، بيش از هزار كتاب و رساله نوشته شده است بازهم به طور يقين مى توان گفت كه در تمامى آنها، جز بخش كوچكى از معارف مربوط به اين آخرين ذخيره الهى، تبيين نشده است. زيرا ابعاد وجودى او را ـ همچنان كه در باره اميرالمؤمنين (عليه السلام)فرموده اند ـ كسى جز خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)به تمام و كمال نشناسد و باز كلام خدا و پيامبر و اهل بيت را هركسى به درستى فهم نتواند كرد.

علاوه بر اين، خاصيت دوران غيبت است كه نمى توان مطمئن بود كه همه فرمايشات آنان به ما رسيده باشد.

با اين همه،                             آب دريا را اگر نتوان كشيد***هم به قدر تشنگى بايد چشيد

 

اينكه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در سفارش مشهور خويش فرمود:

«انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا ابداً»

 و بدين سان بر همپايى و همراهى خاندان خويش سلام اللّه عليهم با قرآن كريم، تأكيد نمود، دلالت بر اين دارد كه در زمان ما، كتاب خدا قرآن كريم جز در كنار مهدى آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) كه يگانه ذخيره و باقيمانده اين دودمان پاك است، كتاب هدايت انسانها نتواند بود و از گمراهى و سرگردانى مردم، جلوگيرى نتواند كرد.

|+| نوشته شده توسط منتظر در جمعه دوازدهم مرداد 1386 و ساعت 1 بعد از ظهر |
عمری گذشت و راه نبردم به کوی دوست

 

 

دار السلام ، روی  سلامت  نشان  نداد

بگذشت جان از آن و به دارالعجب رسید

                               عمری گذشت و راه  نبردم به کوی دوست

                               مجلس تمام گشت و  ندیدیم  روی دوست

                                                                       گلشن معطر است  سراپا  ز بوی  یار

                                                                       گشتیم هر کجا،نشنیدیم بوی دوست

هر جا که می روی،ز رخ یار،روشن است

خفاش وار  راه   نبردیم    سوی  دوست

                               می خوارگان دل شده ساغر گرفته اند

                               ما را نَمی نَصیب نشداز سبوی دوست

                                                               گوش من و تو ، وصف  رخ  یار  نشنود

                                                               ورنه جهان ندارد جز  گفتگوی  دوست

با   عاقلان  بگو   که    رخ    یار    ظاهر    است

کاوش بس است این همه،در جستجوی دوست

                                              ساقی ز دست یار به  ما  باده  می دهد

                                              بر گیر می ،تو نیز ز دست نکوی  دوست

 

امام خمینی(ره)

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 2 بعد از ظهر |
امام منتظر در کلام حضرت جوادالائمه علیه السلام

حضرت امام جواد علیه السلام در روایتی که صقربن ابی دلف آن را نقل کرده می فرمایند:

پس از فرزند فرزندم حسن(ع) ، فرزند او حضرت قائم علیه السلام است که به حق قیام می کند و همه انتظار قیام او را می کشند.

صقر عرض کرد:یابن رسول الله (ص) چرا آن حضرت«قائم» نامیده شده است؟

فرمود:به خاطر آنکه او ، پس از آنکه یادش در جامعه مطرح نیست و به فراموشی سپرده شده است و اکثر کسانی که به امامت او معتقد بودند از عقیده خود بر می گردند قیام خواهد فرمود.

 عرض کردم :چرا آن حضرت را «منتظَر» می نامند؟

فرمود: بدان جهت که برای او غیبتی است که بسیار طولانی می شود که در اثر این غیبت طولانی،افراد با اخلاص خروج او و پایان غیبتش را انتظار می کشند و افرادی که در شک و تردیدند و عقیده محکمی ندارند منکر او می شوند و آنان که او را در عقیده قبول ندارند یاد آن حضرت را مسخره می کنند و آنان که وقت ظهورش را تعیین می کنند دروغ می گویند و آنان که در ظهور او عجله می کنند از صراط مستقیم منحرف می شوند و تنها کسانی که تسلیم امر الهی هستند و شک و تردیدی در عقیده ندارند و هرچه ما خاندان گفته ایم همان را می پذیرند،نجات می یابند.

 

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 5 بعد از ظهر |
معرفت و شناخت

 

بی شك مقصد ائمه طاهرین از معرفت واجب در حق امام زمان (عج) این است كه مردم و اهل ایمان امام خود را آن گونه كه هست بشناسند, در حدی كه موجبات سعادت دنیا و آخرت آنان فراهم آید و راه شبهات و ضلالت برایشان بسته شود این معرفت و شناخت بر دو گونه است:

1- معرفت و شناخت شخصیت امام (ع)

2- معرفت و شناخت شخص امام (ع)

معرفت شخصیت امام از راه معرفت صفات و خصایص امامت و امام بدست می آید چون تمام امامان نور واحدند بسیاری از فضایل در بین همه امامان مشترک است. اما معرفت و شناخت شخص امام (ع) از طریق آگاهی هر اسم، لقب، كنیه، نسب، صفات، خصایص، فضایل، مناقب شخصی و ویژگی زمانی یا مكانی كه مربوط به اوست بدست می آید.

نكته مهم بعدی طلب معرفت به امام زمان (ع) از خداوند متعال و دعا در این زمینه است معرفت و شناخت ولی امر، امام زمان (عج) به دست خداوند متعال است و از عهده انسان خارج است و این معرفت تنها با سعی و خواست انسان به دست نمی آید بلكه آن نوری است كه خداوند متعال در قلب هر كس كه بخواهد قرار می دهد باید حصول آن را از خداوند متعال طلب كرد و با دعا آن را از خدا خواست و در این زمینه خواندن دعای :

« اللهم عرفنی نفسك فانك ان لم تعرفنی نفسك لم اعرف نبیك اللهم عرفنی رسولك فانك ان لم تعرفنی رسولك لم اعرف حجتك اللهم عرفنی حجتك فانك ان لم تعرفنی حجتك ظلمت عن دینی.»

بار خدایا! خود را به من بشناسان همانا اگر خود را به من نشناسانی پیامبرت را نخواهم شناخت. بار خدایا! رسول خدا و فرستاده خود را به من بشناسان همانا اگر رسول خود را به من نشناسانی حجت تو را نخواهم شناخت. بار خدایا! حجت خود را به من بشناسان همانا اگر حجتت را به من نشناسانی از دین خود گمراه خواهم شد.

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 2 بعد از ظهر |