تبليغاتX
انتظارِ مُنتَظَر
بِسم ِاللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیم * الَهُمَّ کُن لِوَلیِّکَ الَحُجَّه ِابنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلَی آبَائِه فی هَذِه السّاعَه وَ فی کُلِّ سَاعَه وَلیّاً وَ حافِظاً وَ قاعِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتی تُسکِنَه اَرضَکَ طَوعاً وً تُمَتِعَهُ فیَها طَویلا خانه | آرشیو | پست الکترونیک
دیباچه رمضان

ماه رمضان فرصت بسيار استثنايى و بزرگى است كه به لطف خداى متعال امسال هم اين فرصت به ما داده شد كه بتوانيم در اين ماه مبارك بر سر سفره‌ى ضيافت الهى حاضر بشويم. اين فرصت استثنايى در طول سال نظير ندارد.

... ما در طول سال و در مسير طولانى حركت خودمان [بسوی خداوند] در چالش با هواهاى نفسانى، با گناهان، با فضاهاى تاريكى كه خودمان به‌دست خودمان به‌وجود مى‌آوريم، با مشكلاتى مواجه مى‌شويم. گاهى انسان براى اين‌كه حال دعا پيدا كند، مشكل دارد؛ گاهى براى اين‌كه قطره‌ى اشكى بفشاند، مشكل دارد؛ چون راه دشوار است، به‌وسيله‌ى خلافها و گناههاى خود احاطه مى‌شويم؛ اما قطعه‌ى ماه رمضان، آن قطعه‌يى است كه حركتِ در آن قطعه آسان است؛ مثل اين است كه در اين راه دشوارى كه مى‌خواهيد به محلى يا به شهرى برسيد، گاهى مجبوريد پياده راه را طى كنيد؛ گاهى مجبوريد از آب بگذريد؛ گاهى مجبوريد از باتلاق بگذريد؛ يك‌جا هم مى‌رسيد به فرودگاهى كه هواپيماى مجهزى آماده است تا شما را بى‌دردسر و با خيال راحت و پس از طى مسير طولانى به مقصد برساند. آغاز ماه رمضان، رسيدن به همين فرودگاه است.

بيانات در خطبه‌هاى نماز عيد سعيد فطر  24/08/1383

 

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 4 بعد از ظهر |
نام مبارك مهدى‏عليه السلام

 

در مجموعه سخنان حضرت على‏عليه السلام  با روش‏هاى مختلفى از نام مبارك امام زمان‏عليه السلام ياد مى‏شود. در يك مورد تصريح به نام آن حضرت غير جايز دانسته شده است. در مورد ديگر از آن با اشاره سخن به ميان مى‏آيد و بالاخره در مورد ديگر به صراحت نام مخصوص مى‏شود.

 

- ...عن جابر بن يزيد الجعفى قال: سمعت ابا جعفرعليه السلام  يقول: سأل عمر اميرالمؤمنين‏عليه السلام عن المهدىّ فقال: يا ابن ابى طالب اخبرنى عن المهدىّ ما اسمُهُ؟ قال‏عليه السلام : امّا اسمُهُ فلا، انّ حبيبى و خليلى عَهِدَ اِلىَّ ان لا اُحدِّث باسمِهِ حتّيبعثه اللَّه عزّوجلّ و هو ممّا استودع اللَّه عزّوجلّ رسوله فى  علمه.

جابربن يزيد جعفى مى‏گويد: از امام باقرعليه السلام  شنيدم كه مى‏فرمود: روزى عمر بن خطاب به اميرالمؤمنين‏عليه السلام  گفت: اى پسر ابوطالب! نام مهدى چيست؟ آنرا براى من بيان كن

 على‏عليه السلام  فرمود: اسم اورا نمى‏گويم، چون حبيب و خليل من )رسول اكرم ‏صلى الله عليه و آله ( با من عهد كرده است اسم او را براى كسى بيان نكنم تا اينكه خداوند وى را مبعوث و ظاهر گرداند و اين از امورى است كه خداوند عزّوجلّ علم آن را نزد پيامبرش به امانت وديعه نهاده است.

 

-          ...عن على بن ابيطالب‏عليه السلام  قال: المهدىُّ مولِدُهُ بالمدينة من اهل بيت النبىُّ اسمُهُ اسم نبىٍّ...

على بن ابيطالب‏عليه السلام  فرمودند: مهدى در مدينه به دنيا مى‏آيد. او از اهل بيت پيامبر اكرم ‏صلى الله عليه و آله  است. و هم اسم با يكى از پيامبران است..

 

 در يكى از اشعار منسوب به حضرت على‏عليه السلام  در اين باره آمده است:

فثم يقوم القائم الحق منكم                                                     و بالحق ياتيكم و بالحق يعمل

سمىُّ نبى اللّه نفسى فدائه                                                     فلا تخذلوه يا بنىّ و عجّلوا 

 سپس آن قيام كننده بر حق، از ميان شما قيام خواهد كرد. او حق را خواهد آورد و به آن عمل خواهد كرد. جانم فداى او كه همنام رسول خداصلى الله عليه و آله  است. اى فرزندان من! به يارى او بشتابيد، مبادا او را بى يار و ياور رها سازيد.

 

- عن على‏عليه السلام  قال: اسم المهدىُّ  محمد

  حضرت على‏عليه السلام  فرمود: اسم حضرت مهدى‏عليه السلام محمد است.

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه بیستم شهریور 1386 و ساعت 12 بعد از ظهر |
چرا به هنگام شنيدن نام قائم (عج) برمي‌خيزيم؟

هنگامى كه «دعبل خزاعى» اشعار خود را در محضر امام هشتم عليه السلام خواند، چون از بقية اللَّه و قيام شكوه‏مند آن حضرت ياد كرد، امام رضا عليه السلام از جاى برخاست و دست مباركش را بر سر نهاد و در برابر نام حضرت ولى عصر(عج) تواضع نمود و براى فرجش دعا كرد.

از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه چرا به هنگام شنيدن نام «قائم» لازم است برخيزيم؟ فرمود: براى آن حضرت غيبت طولانى است و اين لقب يادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست. و لذا آن حضرت از شدّت محبت و مرحمتى كه به دوستانش دارد، به هر كسى كه حضرتش را با اين لقب ياد كند، نگاه محبت‏آميز مى‏كند. از تجليل و تعظيم آن حضرت است كه هر بنده خاضعى در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامى كه مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخيزد، پس بايد برخيزد و تعجيل در امر فرج مولايش را از خداوند منان مسئلت بنمايد.

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت 12 بعد از ظهر |
علت غيبت امام زمان‏عليه السلام

براى غيبت امام عصرعليه السلام علت و حكمت‏هاى زيادى در مجموعه روايات اهلبيت ‏عليهم السّلام ذكر شده است. در روايات اميرالمؤمنين‏عليه السلام حداقل به سه علت اشاره شده است؛

 

1- شناخته شدن اهل هدايت از اهل گمراهى و ضلالت

2- نداشتن بيعت ظاهرى هيچيك از سلا

3- كوتاهى و ناسپاسى و ظلم مردم به عنوان فلسفه غيبت

 

اِنّ القائم منّا اذا قام لم يكن لاحد فى عنقه بيعة فلذلك تخفى ولادته و يغيب شخصه

همانا قائم از ما آنگاه كه قيام كند بيعت كسى در گردن او نخواهد بود و به همين خاطر است كه تولد او به صورت پنهانى واقع خواهد شد و وجود او از ديد و نظر مردم غايب خواهد بود.

 

فقال على‏عليه السلام ...اما واللّه لَأقتلنَّ انا و ابناى هذان و ليبعثنّ اللّه رجلا من ولدى فى آخر الزمان يطالب بدمائنا و ليغيبنّ عنهم تمييزا لاهل الضلالة حتى يقول الجاهل ما للّه فى آل محمد من حاجة.

 امير مؤمنان‏عليه السلام  در حاليكه امام حسن‏عليه السلام  و امام حسين‏عليه السلام حضور داشتند خطاب به مردم فرمودند: اى مردم! آگاه باشيد، سوگند به خدا من و اين دو فرزندم به قتل خواهيم رسيد. آن گاه خداوند شخصى از فرزندان مرا در آخر الزمان ظاهر خواهد كرد خون ما را از ستمگران طلب كند. او از ديده مردم غايب خواهد بود تا اهل ظلالت و گمراهى از ديگران شناخته شوند و اين غيبت به قدرى طولانى خواهد شد كه مردمان نادان خواهند گفت: خداوند برنامه‏اى در آل محمدصلى الله عليه و آله  ندارد.

 

ان اميرالمؤمنين‏عليه السلام  قال عَلى منبر الكوفة...: واعلموا ان الارض لا تخلو من حجة للّه و لكن اللّه سيعمى خلقه منها بظلمهم و جورهم و اسرافهم على انفسهم

... مفضل‏بن عمر از امام صادق‏عليه السلام  روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: روزى اميرالمؤمنين‏عليه السلام  در بالاى منبر مسجد كوفه فرمودند: ...اى مردم! بدانيد زمين هرگز از حجت خدا (امام معصوم) خالى نخواهد ماند. اما خداوند متعال به زودى مردم را به خاطر ظل ستم و همينطور اسرافى كه درحق خودشان انجام مى‏دهند از ديدن حجت الهى محروم خواهد كرد. [يعنى مردم به جهت اعمال خودشان در آينده از ديدن امام معصوم محروم خواهند شد]

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 و ساعت 5 بعد از ظهر |
اول شرط عشق

 

نمی گنجم در این  دیوار های سرد و  سیمانی

خلاصم کن از این غمها خلاص ای زخم پنهانی

 

                               نمی دانستم از اول که شرط عشق بی باکیست

                               و  گر  نه  بیمه می کردم دلم  را  با  سر  افشانی

 

اگر چه  مبتلای  پیچ و تاب دست   گردابم

نمی مانم در این محدوده همواره طوفانی

 

                              به ساحل های دور از خاک می راند  مرا  موجی

                              که سرشار از اشارات است لبریز از  غزل خوانی

 

دلی دارم که نذر آسمانها کرده ام  آن  را

خیال اوج دارد روز و شب این مرغ زندانی

 

                            برایت سفره ای از   گریه ها   گسترده ام   مولا

                            به امیدی که  می گویند  می آیی  به  مهمانی

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 3 بعد از ظهر |
سلام بر مهدی

 

آسمان و زمين چشم انتظار ولادت او بود. خورشيد هم به انتظار آمدن او نشسته بود. ارواح پاك همه پيامبران و اولياى الهى، گرداگرد خانه امام حسن عسكرى (عليه السلام)منتظرانه در آرزوى دميدن نور جمال او به سر مى بردند. فجر نيمه شعبان بود. صداى آشناى اذان در كوچه پس كوچه هاى غريب شهر سامرا مى پيچيد: «اشهد أن لا اِله الاّ اللّه»، «اشهد أنّ محمداً رسول اللّه».

سيصد و هشت سال پيش كه خورشيد وجود پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در آسمان مكّه طلوع كرد، ظلمات شرك همه جا را آكنده بود و صداى هلهله بت پرستان بر گرد الهه هاى تراشيده از چوب و سنگ، فضا را آلوده ساخته بود.

امّا اينك در سال 255 هجرى قمرى، در آستانه طلوع آخرين خورشيد هدايت و رهبرى، بانك توحيدى «لا اِله اِلاّ اللّه» از مرزهاى شبه جزيره عرب تا شام و قسمتهاى وسيعى از قاره آفريقا همه جا طنين انداز شده و شهادت به رسالت محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) بر مأذنه هاى سرتاسر سرزمين وسيع اسلامى هر صبح و شام تكرار مى شود با اين همه، جاهليّت ـ اگر چه در چهره اى جديد ـ هنوز پا برجاست و با محصور ماندن اهلبيت (عليهم السلام)، ظلمت شرك همچنان باقى است و بت هاى كاخ نشين در لباس خلافت پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم)همچنان دست اندركار محو توحيدند.

شايد از اين روست كه حضرت مهدى (عليه السلام) در آغاز ولادت، زبان به ذكر شهادتين مى گشايد «أشهد أن لا اِله اِلاّ اللّه وحده لاشريك له و أنّ محمداً رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم)»

يا به روايتى ديگر در همان آغازين لحظه هاى تولّد زانو مى زند و مى گويد: «الحمد للّه رب العالمين و صلى اللّه على محمد و آله، زعمت الظلمة أنّ حجة اللّه داحضة، لو أذن لنا فى الكلام لزال الشك».

سپاس خداى را كه پروردگار عالميان است. و سلام و صلوات خدا بر محمد و خاندانش باد. ستمگران گمان بردند، كه حجت خدا نابود شدنى است! اگر به ما اجازه سخن گفتن داده مى شد، شك و ترديد مردم در باره ما از بين مى رفت».

عطر خاطره انگيز «صلوات» در فضاى خانه كوچك امام حسن عسكرى پيچيده بود و همگى اهل خانه داشتند به رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم)مى انديشيدند. اى كاش او هم بود ... كه بود.

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 9 بعد از ظهر |
انتظار مثبت یا منفی؟

 

در این پست به بررسي دو بينش درباره انتظار، كه باعث به وجود آمدن دو نوع دگرگوني در سطح اجتماعي مي‌شوند، مي‌پردازيم:

1ـ انتظار منفي

انتظاري است ويرانگر و مخرب كه بازدارنده و فلج كننده است وجامعه را به طرف انحطاط و سقوط مي‌كشاند. هستند افرادي كه خيال مي‌كنند انتظار يعني دست روي دست گذاشتن و منتظر ظهور مصلح ماندن. در نظر اينان هر اصلاحي محكوم به شكست است و گناه و فساد و ظلم و تبعيض و حق‌كشي، راه را براي ظهور منجي بشريت باز مي‌كند. بديهي است اين گونه انتظار، ‌عاملي است براي توجيه ستم‌ها و فسادها و حق‌كشي‌ها و بي‌عدالتي‌ها‏، مسئوليت‌گريزي و مسؤوليت ستيزي و پشت كردن به انسان و بشريت. بر اساس چنين برداشتي اگر جامعه‌اي در اوج عزت و اقتدار هم باشد، به ذلت و فلاكت گرفتار مي‌شود. ساده انديشان و بيمار دلان، گمان برده‌اند كه فسق و فجور،‌زور و استبداد، جهل و گمراهي، ركود وجمود، سكون و سكوت و پژمردگي و افسردگي عاملي است در تسريع حركت بشري كه با قيام جهاني، به رهبري مصلح كل، به نهايت و اوج خود خواهد رسيد و آن جاست كه حكومت جهاني واحد پديدار خواهد شد و صلح و عدالت همه جا را فرا خواهد گرفت.

2ـ انتظار مثبت

اين نوع انتظار،‌ انتظاري تعهدآور و تحرك بخش است. انتظاري است كه انسان را از سكون و سكوت مي‌رهاند و به حركت وادار مي‌كند.لازمه انتظار، ساقط شدن تكليف از آدمي نيست.تكاليف در جاي خود محفوظ و ثابت‌اند. و همه موظف به اجراي اين وظايف‌اند. لازمه انتظار، به كارگرفتن تمامي نيروها و كوشش بي‌دريغ به سوي امر مورد انتظار است، نه تعطيل كردن تكاليف و قوه تفكر و جسم و دست روي دست گذاشتن به اميد اين كه مصلحي خواهد آمد و نظام جهان را دگرگون ساخته و بشر را از نيستي و بدبختي نجات خواهد داد. در روايات وارد شده است كه در زمان ظهور امام زمان(عج) گروهي زبده به ايشان ملحق مي‌شوند.

روشن است كه اين گروه ناگهاني خلق نمي‌شود، بلكه در عين ظلم و فساد،‌ زمينه‌هايي وجود دارد كه چنين گروهي ورزيده و آماده پرورش يابند. نخستين فايده انتظار، حفظ آمادگي براي نبرد نهايي و كوشش و تلاش براي رسيدن به هدف است. امام خميني (ره) «انتظار فرج» را «انتظار قدرت اسلام» مي‌داند. چنين انتظاري است كه بالاترين عبادت‌ها است. چرا كه به انسان حرارت و شوق، تحرك و جوشش، مسؤوليت و تعهد، عشق و اميد و عزت و سرافرازي مي‌دهد. در يك كلام انتظار مثبت، اعتراض به وضع موجود است براي حركت به وضع مطلوب ونهايي.

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 11 بعد از ظهر |
دگرگوني و مسأله انتظار

 

انتظار: در لغت يعني چشم به راه داشتن، چشم داشتن، انتظار داشتن  و در اصطلاح، ديده دوختن به راه تحقق امري است كه منتظر را به حالت انتظار واداشته است و هرچه آن امر در نظر او مهم‌تر باشد، براي تحقق آن كوشش و جديت بيش‌تري ـ خواه ناخواه ـ‌خواهد كرد.

تحول يا دگرگوني: به معناي تغيير و تبديل چيزي است به چيز ديگر.

دگرگوني و تغيير اجتماعي: اين واژه كلي و مبهم، معمولا به معني تغيير در فرايندهاي اجتماعي يا ساختار جامعه به ويژه در بحث گذر از جوامع سنتي به جوامع صنعتي و جديد مطرح مي‌شود. دگرگوني اجتماعي ممكن است مثبت يا منفي،‌ پيش‌رو يا واپس‌گرا، قهري يا دستوري، كند يا سريع، ‌جزيي يا كلي، سطحي يا عميق و موقت يا دائمي باشد. دگرگوني اجتماعي فرايند پيچيده‌اي است كه عوامل متعددي نظير اختراع، تراوشات ناشي از فرهنگ‌ها يا اشاعه ويژگي‌هاي از جوامع ديگر، افزايش يا كاهش جمعيت، تكنولوژي، شخصيت‌هاي بزرگ، جنبش‌هاي اجتماعي، آموزش و پرورش و بي‌سازماني اجتماعي و … در آن دخالت دارند. عادت،‌ ترس از گسسته شدن رشته تداوم، سنت گرايي، صاحبان منافع و مقاومت ايدئولوژيك نيز از عوامل عمده ايستادگي در برابر تغييرات اجتماعي است.

گفته شد كه اين «محتواي باطني» و به عبارتي فطرت پاك و بي آلايش و نوگراي آدمي است كه سهم مهمي در دگرگوني‌هاي اجتماعي داشته و باعث و باني اكثر تحولات اجتماعي و تاريخي است. البته عوامل ديگر نيز دخالت دارند، اما نه به اندازه عقيده و باطن انسان. مسأله انتظار وظهور منجي و مصلح بشر را نيز مي‌توان از ديگر عوامل تحول اجتماعي و تاريخي دانست. اين مسأله نشأت گرفته از دين و اعتقادات مذهبي انسان است، لذا اين موضوع از دير زمان مطرح بوده و همه اديان به ظهور منجي و مصلحي در آخر الزمان بشارت داده و درباره آن سخن گفته‌اند. انتظار در اسلام به ويژه در مذهب تشيع از جايگاه والا و عظيمي برخوردار است. شيعه بنا به روايات رسيده از پيامبر اسلام و ائمه (عليهم السلام) بر اين عقيده است كه در مقطعي از تاريخ زندگي بشر منجي نهايي و قائد جهاني ظهور خواهد كرد و حكومت واحد جهاني را بر اساس احكام الهي در زمين برپا خواهد ساخت. البته آيات قرآن بر اين نكته تصريح دارند كه آينده از آن پارسايان و شايستگان است و آنان هستند كه وارثان زمين‌اند. از جمله آيه 105 سوره انبيا است:

«و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر، ان الارض يرثها عبادي الصالحون»

در زبور داود، از پس ذكر «تورات» نوشته‌ايم كه سرانجام زمين را بندگان شايسته ما ميراث برند و صاحب شوند.

امام باقر(ع) مي‌فرمايد: اين بندگان شايسته كه وارثان زمين مي‌شوند، اصحاب مهدي هستند، در آخر الزمان.

اصل انتظار، كه شيعه هم (آن هم با خصوصيات و ويژگي‌هاي خاص)‌به آن معتقد است،‌ از بالاترين عبادت‌ها شمرده شده است. اما اين كه حقيقت انتظار چيست؟ و كدام انتظار مورد اشاره ائمه (عليهم السلام) قابل توجه است؟

انتظار، عامل سازندگي و تحرك و تعهد است و جامعه را به طرف كمال نهايي پيش مي‌برد و راه را براي ظهور مصلح كل هموار مي‌سازد. اما گاهي، برخي افراد انتظار را به گونه‌اي معنا مي‌كنند كه جز ضعف و تسليم و ويرانگري و اسارت بخشي، ‌مفهومي نخواهد داشت.

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت 7 قبل از ظهر |