تبليغاتX
انتظارِ مُنتَظَر
بِسم ِاللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیم * الَهُمَّ کُن لِوَلیِّکَ الَحُجَّه ِابنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلَی آبَائِه فی هَذِه السّاعَه وَ فی کُلِّ سَاعَه وَلیّاً وَ حافِظاً وَ قاعِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتی تُسکِنَه اَرضَکَ طَوعاً وً تُمَتِعَهُ فیَها طَویلا خانه | آرشیو | پست الکترونیک
دجال چه زمانى خروج مى‏كند؟

 

 احوال مردم آخرالزمان

 

- و فقهاؤهم يفتون بما يشتهونَ، و قُضاتُهُم يقولونَ مالا يَعْلمونَ و اكثُرهمْ بالزورِ يشهدونَ! من كان عنده دراهم كان موقّراً مرفُوعاً و من يعلمون انه مقلّ فهو عندهُم موضُوع

  فقيهان آخرالزمان طبق آنچه كه دلشان بخواهد فتوا مى‏دهند، و قاضى‏هايشان به چيزى كه نمى‏دانند حكم مى‏كنند و بيشتر آن‏ها به دروغ شهادت مى‏دهند. كسى كه پول دارد در نزد آن‏ها عزيز و محترم است، ولى شخصى كه بى‏پول باشد در پيش آن‏ها زبون و حقیر.

- عن النزال بن سبرة قال خطبنا علىّ‏بن ابيطالب‏عليه السلام  فحمد اللّه و اثنى عليه، ثم قال: سلونى ايها الناس قبل ان تفقدونى ثلاثاً فقام اليه صعصعة بن صوحان، فقال: يا اميرالمؤمنين! متى يخرج الدجّال؟...فقال‏عليه السلام  احفظ! فان علامة ذلك اذا امات الناسصلاة، واضاعوا الامانة و استحلّوا الكذب، و اكلوا الربا، و اخذوا الرّشا، و شيّدوا البنيان و باعوا الدين بالدنيا و استعملوا السفهاء و شاوروا النساء، و قطعوا الارحام، و اتّبعوا الاهواء و استخفّوا بالدماء و كان الحلم ضعفاً، و الظلم فخراً...

  نزال‏بن سمره مى‏گويد: على‏بن ابيطالب‏عليه السلام  براى ما خطبه ‏اى خواند و خداوند را حمد گفته و ستايش كرد، سپس فرمود: قبل از آنكه من از ميان شما بروم از من سؤال كنيد (اين جمله را سه مرتبه تكرار كرد) در اين موقع صعصعة بن صوحان از جاى خود بلند شد و گفت اميرالمؤمنين! دجال در چه زمانى خروج مى‏كند؟

 ...حضرت فرمود: آنچه را مى‏گويم به خاطر بسپار! دجال وقتى ظهور خواهد كرد كه مردم نماز را ترك كنند و امانت را ضايع سازند و دروغ گفتن را مباح شمارند و رباخوارى كنند و رشوه بگيرند و ساختمان‏ها را محكم سازند و دين را به دنيا بفروشند و سفيهان را به كار بگمارند با زنان مشورت نمايند (در آن مواردى كه خارج از عهده آنهاست) و صله ارحام را قطع كنند و از هوى و هوس‏ها پيروى كنند و خون يكديگر را ناچيز بشمارند. حلم و بردبارى را نشانه و علامت ضعف و ناتوانى بدانند و ستم را افتخار به حساب آورند...

 

|+| نوشته شده توسط منتظر در یکشنبه هشتم مهر 1386 و ساعت 9 قبل از ظهر |